دیدگاه‌ها (890)

مرتضی میرزایی سروشک 20 آبان 1404

و همانا خدا بزرگتر است از جمهوری اسلامی، اسلام، مسیحیت، یهودیت، ایران،آسیا، اروپا، کل جهان،کهکشان ها و... خدا را نباید با هیچ کدام از چیزهای بیرونی قضاوت کرد بلکه خدا را باید در درون خود بجوییم.

مرتضی میرزایی سروشک 20 آبان 1404

نظر نهایی: به نام خدا
سالها بود دلم از هرگونه مطالب روحانی (الهی) خالی شده بود و دربش بر روی هر مطلب الهی بسته بودم خالی از هر گونه اعتقادی. علتشم همه مون می‌دونیم. اگر کسی بخواد دین یا خدا رو بشناسد باید اول به ممالکی مهاجرت کنه که آزادی کامل باشه. چرا؟
یه داستان قدیمی هست که میگه:
{دو برادر مومن و با ایمان با خدا، یکی در شهر و دیگری در غاری خارج شهر زندگی میکردند. هردو یک آبکش را پر از آب کرده و بر بالای نشیمنگاهشان آویزان کرده بودند که اگر دچار کوچکترین خطایی شدند آب از درون سوراخ های آبکش (روی سرشان) بریزد. روزی برادری که در خارج شهر و در غار زندگی میکرد نزد برادرش در شهر بزرگ آمد پس از مدتی برادر به میمهمانش گفت بیا برادر در جایگاه من بنشین من برم برای نهار غذا بخرم برگردم. برادر میهمان هم چنین کرد و در جایگاه برادر میزبان که بر بالایش یک تشت پر آب آویزان بود نشست. دقایقی گذشت و آب از سوراخ های زیر آبکش بیرون ریخت و برادر میهمان خیس خالی شد. هنگامی که برادر میزبان برگشت، میهمان؛ جویای خطای برادرش شد. و میزبان گفت: رفتم درب مغازه و ناخودآگاه زنی زیبا رو را دیدم نیم اوریان و کسری از ثانیه خوشم آمد ولی ثانیه ای بعد به خودم آمدم. اما فهمیدم که دیر شده و تو خیس شده ای. ای برادر زندگی در غار نیازی به اجتناب از گناه نداره، پس بسیار آسان است. مثل زمانی که ماهی در برکه یا تنگ است. زمانی مومن واقعی هستی که بتوانی در دریای واقعی زندگی کنی. برادر میزبان درس را گرفت}
من هم بر این باورم که دکتر چمران ها ، و دکتر شریعتی ها و ... نه در ممالک کفر، بلکه در ایرانی با بستری آزاد تکامل یافته بودند،حکومتی آزاد نه مذهبی. خیلی از ثروتمند نیز از دل فقر به تمول رسیده اند.
«لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت:از بی ادبان» حذف چیزی باعث حذف طرف دیگر میشود. مثلاً فرض کنید من خدام و شب را حذف کنم، زمستان را حذف کنم، بدی را حذف کنم و... سکه زمانی وجود دارد که دو رو دارد سکه تک رو در عالم حذف شد. آیا زمان قبل از انقلاب مردم بیشتر دینی و معتقد بودند؟ یا امروز؟؟!!! آیا در ممالک آزاد مردم از شنیدن صدای اذان ظهر خوشحال می‌شوند یا در تهران؟؟
در آخر تشکر دارم از جناب تمسکی که من را پس از سال ها با خدا آشتی داد. خدایی که در درون همه ما هست و زمانی که برود می‌میریم. خدایا شکرت که به من نعمت وجود و بالاتر از آن نعمت فهم هدف از خلقتم (که رشد در دنیاست) را نصیبم کردی.

مرتضی میرزایی سروشک 20 آبان 1404

نظر نهایی: به نام خدا
سالها بود دلم از هرگونه مطالب روحانی (الهی) خالی شده بود و دربش بر روی هر مطلب الهی بسته بودم خالی از هر گونه اعتقادی. علتشم همه مون می‌دونیم. اگر کسی بخواد دین یا خدا رو بشناسد باید اول به ممالکی مهاجرت کنه که آزادی کامل باشه. چرا؟
یه داستان قدیمی هست که میگه:
{دو برادر مومن و با ایمان با خدا، یکی در شهر و دیگری در غاری خارج شهر زندگی میکردند. هردو یک آبکش را پر از آب کرده و بر بالای نشیمنگاهشان آویزان کرده بودند که اگر دچار کوچکترین خطایی شدند آب از درون سوراخ های آبکش (روی سرشان) بریزد. روزی برادری که در خارج شهر و در غار زندگی میکرد نزد برادرش در شهر بزرگ آمد پس از مدتی برادر به میمهمانش گفت بیا برادر در جایگاه من بنشین من برم برای نهار غذا بخرم برگردم. برادر میهمان هم چنین کرد و در جایگاه برادر میزبان که بر بالایش یک تشت پر آب آویزان بود نشست. دقایقی گذشت و آب از سوراخ های زیر آبکش بیرون ریخت و برادر میهمان خیس خالی شد. هنگامی که برادر میزبان برگشت، میهمان؛ جویای خطای برادرش شد. و میزبان گفت: رفتم درب مغازه و ناخودآگاه زنی زیبا رو را دیدم نیم اوریان و کسری از ثانیه خوشم آمد ولی ثانیه ای بعد به خودم آمدم. اما فهمیدم که دیر شده و تو خیس شده ای. ای برادر زندگی در غار نیازی به اجتناب از گناه نداره، پس بسیار آسان است. مثل زمانی که ماهی در برکه یا تنگ است. زمانی مومن واقعی هستی که بتوانی در دریای واقعی زندگی کنی. برادر میزبان درس را گرفت}
من هم بر این باورم که دکتر چمران ها ، و دکتر شریعتی ها و ... نه در ممالک کفر، بلکه در ایرانی با بستری آزاد تکامل یافته بودند،حکومتی آزاد نه مذهبی. خیلی از ثروتمند نیز از دل فقر به تمول رسیده اند.
«لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت:از بی ادبان» حذف چیزی باعث حذف طرف دیگر میشود. مثلاً فرض کنید من خدام و شب را حذف کنم، زمستان را حذف کنم، بدی را حذف کنم و... سکه زمانی وجود دارد که دو رو دارد سکه تک رو در عالم حذف شد. آیا زمان قبل از انقلاب مردم بیشتر دینی و معتقد بودند؟ یا امروز؟؟!!! آیا در ممالک آزاد مردم از شنیدن صدای اذان ظهر خوشحال می‌شوند یا در تهران؟؟
در آخر تشکر دارم از جناب تمسکی که من را پس از سال ها با خدا آشتی داد. خدایی که در درون همه ما هست و زمانی که برود می‌میریم. خدایا شکرت که به من نعمت وجود و بالاتر از آن نعمت فهم هدف از خلقتم (که رشد در دنیاست) را نصیبم کردی.

مرتضی میرزایی سروشک 20 آبان 1404

تا قبل از این دوره فکر میکردم باید رشد کنم تا ثروتمند بشم (یعنی ثروتمندی را هدف می‌دانستم) در صورتی که الان متوجه شدم هدف رشد حداکثری من است و ثروت تنها میوه جانبی آن است. نباید ثروت طوطی پسرک باشد بلکه حتی باید بخاطر رشد ثروت را هم رها کنم.

مرتضی میرزایی سروشک 16 آبان 1404

تا قبل از این ناراحت بودم که چرا خداوند من را در این برهه مکان و زمان آفریده. اما امشب خوشحالم که خداوند من را در مکان و زمانی آفریده که هم دوره جناب تمسکی هستم. چرا که به بسیاری از سوالات اساسی من (سوالاتی که بدون پاسخ مانده بود) پاسخ داده و این باعث مباهات من است که مفتخرم شاگرد ایشون باشم. خداوند بهت پاداشتو بده.

1 11 12 13 14 15 178