دیدگاهها (1318)
سلام و درود برشما
من تازه دوره رو شروع کردم و خداروشکر میکنم که این دوره رو تهیه کردم ممنون و سپاسگزار از شما... صحبتاتون مثه همیشه فوق العاده ست و خیلی کمک کننده و راه گشا...،و درعین حال دردناک چون بیشتر در مورد خودمون و خانواده هامون صدق میکنه و دردهاو رنج ها و تروماهای خودمونو میاره رو ،من بچه هام تقریبا بزرگن، دخترم ۲۱ سالشه و پسرم ۱۴ سالشه،چند سالیه که خودم اهل کتاب خودن شدم و به خیلی از رفتارای اشتباهم که از روی بلد نبودن و ناآگاهی مرتکب میشدم پی بردم، متاسفانه از وقتش گذشته و تاثیرات منفیی که نباید رو روی بچه هام گذاشته اما همین الانم که دوره گرفتم و دارم روی خودم کار میکنم خداروشکر میکنم و به خودم افتخارمیکنم؛به امیدخدا و به لطف آموزشهای عالی شما و همت خودم بابوجود اومدن تغییرات در خودم،بچه هامم تغییر خواهندکرد و ان شاءالله دو تا انسان شاد و نیک ساخته خواهد شد...نور و عشق به وجودتون و قلبتون و زندگی تون استاد
سلام و ارادت
از جناب آقای تمسکی بابت برگزاری دوره سوم فرزندپروری صمیمانه تشکر میکنم. توضیحات ایشان درباره چهار الگوی کلیدی ـ استقلال، هویت، عزتنفس و اعتمادبهنفس ـ برای من بسیار آموزنده بود. پیشتر نمیدانستم این چهار عامل تا چه اندازه در رشد فرزند تأثیر گذارند و خوشحالم که با آموزشهای دقیق و روشن ایشان توانستم اهمیت آنها را درک کنم. حتی در خودم متوجه شدم که این الگوها گاهی در هم آمیخته بودند و این دوره کمک کرد آنها را بازشناسی کنم. به جرأت میتوان گفت والدینی که این آموزشها را از ابتدای نوزادی فرزندشان به کار بگیرند، با کمترین چالش در مسیر رشد مواجه خواهند شد و بهترین نتیجه را خواهند گرفت.
دمتون گرم استاد خوشحالم که طبق فرمایش شما سواد رسانه ای خوبی داشتم و فرزندم هم در این مسیر خیلی چیزا به من یاد داده و خدا رو شکرهردو استفاده خوبی ازاین فضا میکنیم
سلام
جناب تمسکی یک مطلبی برای من مبهم بود. اینکه می گید پدر و مادری که کار خودشون رو درست انجام دادن دیگه نباید تا آخر عمر دنبال موفقیت بچه شون باشن، به نظر من خیلی از پدر و مادرا همین شرط رو تامین نکردن. همین موضوع باعث عذاب وجدانشون هست و همش می خوان اشتباهاتشون رو جبران کنن.
با سلام و عرض ادب
جناب تمسکی عزیز فعلا فصل یک و گوش کردم، صحبتهاتون عالی و دلنشین و واقعا به جان آدم میشینه. من مادر یک فرزند ۸ ساله هستم و الان فهمیدم که خیلی راهو اشتباه رفتم و برای دخترم نگران شدم که نکنه اونم مثل من پر از تروما باشه.
اما در مورد خودم ریشه ی خیلی از رفتارهامو پیدا کردم و دیدم بطور کلی تغییر کرد.

