
چرا عاشق آدم های اشتباه می شویم؟ چطور متوقفش کنیم؟
اگر بارها وارد رابطهای شدهاید که در ابتدا امیدوارکننده بوده اما در نهایت دوباره به بیتوجهی، اضطراب، وابستگی یا شکست عاطفی رسیدهاید، احتمالاً یک سؤال مدام در ذهنتان تکرار میشود: چرا عاشق آدم های اشتباه میشویم؟
پاسخ کوتاه این است که انتخاب عاطفی ما همیشه فقط بر اساس منطق و ویژگیهای واقعی طرف مقابل شکل نمیگیرد؛ تجربههای گذشته، سبک دلبستگی، عزت نفس و الگوهای ذهنی میتوانند روی اینکه چه کسی برایمان جذاب به نظر برسد و در یک رابطه چه رفتاری را تحمل کنیم، اثر بگذارند.
البته این به معنای آن نیست که خودمان آدم های اشتباه زندگی را جذب میکنیم یا مسئول رفتار آسیب زننده طرف مقابل هستیم. بهتر است بگوییم الگوهای درونی ما ممکن است باعث شوند به بعضی افراد سریعتر جذب شویم، بعضی نشانههای هشدار را نادیده بگیریم یا مدت بیشتری در یک رابطه نامناسب بمانیم. پژوهشها نیز ارتباط میان سبکهای دلبستگی ناایمن، کیفیت روابط و برخی پیامدهای منفی رابطه را نشان دادهاند.
گاهی حتی ممکن است ویژگیهایی که برای ما آشنا هستند، با وجود آسیبزا بودن، جذاب و قابل اعتماد به نظر برسند؛ در حالی که یک رابطه سالم و امن در نگاه اول هیجان کمتری ایجاد میکند. شناخت این الگوها کمک میکند بفهمیم چرا بعضی انتخابهای عاطفی بارها در زندگیمان تکرار میشوند.
چرا جذب آدم های اشتباه می شویم؟
جذب شدن به آدم های اشتباه زندگی معمولاً نتیجه ترکیبی از جذابیت، شرایط، ارزشها، تجربههای قبلی، نیازهای عاطفی و ویژگیهای شخصیتی است. بنابراین نمیتوان یک دلیل واحد برای انتخابهای اشتباه عاطفی پیدا کرد.
بااینحال، چند الگوی مهم وجود دارد که در بسیاری از روابط تکرارشونده دیده میشوند که عبارتند از:
1- آشنایی زدایی از امنیت
آشنایی زدایی از امنیت یعنی فرد بهقدری به روابط پرتنش، بیثبات یا از نظر عاطفی ناسالم عادت کرده باشد که یک رابطه آرام و امن برای او ناآشنا یا حتی کسلکننده به نظر برسد.
برای مثال، فردی را در نظر بگیرید که در روابط قبلی خود با افرادی مواجه بوده که گاهی بسیار صمیمی و محبتآمیز و گاهی سرد و بیتفاوت بودهاند. حال اگر با فردی آشنا شود که رفتاری ثابت، محترمانه و قابل پیشبینی دارد، ممکن است احساس کند هیجان یا کشش کافی در این رابطه وجود ندارد.
در چنین شرایطی، مشکل لزوماً نبود جذابیت نیست؛ بلکه ممکن است فرد به هیجان ناشی از ابهام، انتظار و ناامنی عاطفی عادت کرده باشد و آرامش رابطه سالم را با بیاحساسی یا نبود عشق اشتباه بگیرد.
بنابراین اگر الگوی رفتاری یک فرد برای ما از گذشته آشنا باشد، ممکن است ناخودآگاه آن را قابل پیشبینی یا حتی عاشقانه تفسیر کنیم؛ حتی اگر برایمان سالم نباشد.
2- تلاش برای جبران گذشته
یکی دیگر از الگوهای رایج، تلاش ناخودآگاه برای گرفتن چیزی از یک رابطه جدید است که در گذشته دریافت نکردهایم؛ مثلاً توجه، تأیید، امنیت یا احساس ارزشمندی.
فرد ممکن است جذب کسی شود که از نظر عاطفی در دسترس نیست و با خود فکر کند: اگر بتوانم کاری کنم که او واقعاً دوستم داشته باشد، بالاخره ثابت میشود که من ارزش دوست داشته شدن دارم
اما رابطه سالم قرار نیست پروژهای برای اثبات ارزشمندی ما باشد.
مطالعهای که در سال ۲۰۲۴ روی ۴۷ زوج با موضوع رابطه میان طرحوارههای ناسازگار اولیه و رضایت از رابطه انجام و در مجله Frontiers in Psychology منتشر شد، نشان داد که طرحوارههایی مانند محرومیت هیجانی، رهاشدگی و بیاعتمادی/بدرفتاری با جنبههایی از رضایت رابطه ارتباط دارند؛ البته این مطالعه روی تنها ۴۷ زوج انجام شده و نباید از آن نتیجه علت و معلولی گرفت.
3- ترس از صمیمیت واقعی
گاهی مسئله این نیست که فرد همیشه آدم های اشتباه زندگی را انتخاب میکند؛ بلکه نزدیک شدن به یک آدم سالم میتواند ترسناک باشد.
رابطه سالم نیازمند آسیبپذیری، گفتوگو، پذیرش مسئولیت، مرزبندی و دیده شدن واقعی است. برای کسی که از صمیمیت میترسد، رابطهای پر از فاصله، ابهام یا درگیری ممکن است از نظر روانی قابل تحملتر باشد؛ چون اجازه نمیدهد بیش از حد به دیگری نزدیک شود.
این الگوها همیشه بهصورت آگاهانه خودشان را نشان نمیدهند؛ گاهی فرد تصور میکند صرفاً به یک نفر علاقهمند شده، در حالی که ترسها و نیازهای عمیقتر او نیز در این انتخاب نقش دارند.
تفاوت اصلی در این است که آیا انتخاب ما از شناخت، عزت نفس و توجه به نیازهای واقعیمان شکل گرفته یا از ترس از تنهایی، نیاز به تأیید و تلههای ذهنی.
اگر احساس میکنید الگوهای تکرارشونده، باورهای نادرست یا ترسهای درونی روی انتخابهای عاطفی شما تأثیر گذاشتهاند، آموزش و خودشناسی میتواند نقطه شروع مناسبی برای تغییر این الگوها باشد. دوره هنر زندگی مشترک مجتبی تمسکی به شناخت سایههای شخصیتی، عشق و رابطه و باورهای مسموم میپردازد.
انتخاب شما از روی عزت نفس است یا تله؟
برای شناخت بهتر تلهها و انتخابهای درست تر در رابطه، یک جدول مقایسهای برای شما آوردهایم:
| انتخاب از روی عزتنفس | انتخاب از روی تله ذهنی |
| «آیا این فرد برای من مناسب است؟» | «چطور کاری کنم که او من را انتخاب کند؟» |
| به رفتار فرد توجه میکنم | بیشتر به حرفها و وعدهها توجه میکنم |
| مرزهایم را حفظ میکنم | برای حفظ رابطه از مرزهایم میگذرم |
| آرامش را بخشی از رابطه میدانم | اضطراب و هیجان را نشانه عشق میبینم |
| ناسازگاریهای جدی را جدی میگیرم | مدام برای رفتار طرف مقابل توجیه میسازم |
| ارزش خودم را وابسته به رابطه نمیکنم | تأیید طرف مقابل ارزشمندی من را تعیین میکند |
| میتوانم «نه» بگویم | از ترس از دست دادن، خواستههایم را پنهان میکنم |
| رابطه دوطرفه است | بیشتر من برای حفظ رابطه تلاش میکنم |
کدام تلههای ذهنی باعث میشوند عاشق آدم اشتباهی شویم؟
برخی تلههای ذهنی میتوانند بدون اینکه متوجه باشیم، روی برداشت ما از عشق و انتخاب شریک عاطفی اثر بگذارند. این تلهها عبارتند از:
تله رهاشدگی
در این الگو، فرد بیش از حد نگران ترک شدن است. ممکن است دیر جواب دادن یک پیام، تغییر لحن یا کمی فاصله گرفتن پارتنر را نشانه پایان رابطه بداند.
نتیجه میتواند وابستگی شدید، کنترل کردن، پیامهای مکرر یا تحمل رفتارهایی باشد که در شرایط عادی قابل قبول نیستند.
تله محرومیت عاطفی
فرد در عمق ذهن خود انتظار دارد نیازهای عاطفیاش جدی گرفته نشود. در نتیجه ممکن است به آدمی جذب شود که از نظر عاطفی چندان در دسترس نیست و کمبود محبت را بهعنوان بخشی طبیعی از رابطه بپذیرد.
تله فداکاری افراطی
در این حالت، فرد برای اینکه دوست داشته شود، نیازهای خودش را مرتباً عقب میاندازد. او ممکن است با خود بگوید:
- الان شرایطش سخت است، باید درکش کنم.
- اگر بیشتر صبر کنم، تغییر میکند.
- نباید زیادی توقع داشته باشم.
درک کردن پارتنر ارزشمند است؛ اما رابطهای که در آن همیشه یک نفر میدهد و دیگری دریافت میکند، بهمرور فرساینده میشود.
تله بیاعتمادی و بدرفتاری
در این الگو، فرد ممکن است انتظار داشته باشد دیگران در نهایت به او آسیب بزنند. گاهی این انتظار باعث میشود رفتارهای ناسالم را زودتر از حد معمول ببیند؛ گاهی هم بهدلیل عادی شدن چنین رفتارهایی، نشانههای خطر را کماهمیت جلوه دهد.
تله تأییدطلبی
اگر ارزشمندی فرد بیش از اندازه به نظر دیگران وابسته باشد، ممکن است جذب کسی شود که تأیید گرفتن از او دشوار است.
در این شرایط، رابطه به جای اینکه محل آرامش باشد، تبدیل میشود به آزمونی دائمی برای اثبات ارزشمندی.
چکلیست خودشناسی: آیا انتخاب من مشکل دارد؟
برای اینکه بدانید انتخاب شما مشکل دارد یا خیر، کافیست این سؤالها را از خودتان بپرسید:
- آیا بیشتر جذب افرادی میشوم که از نظر عاطفی در دسترس نیستند؟
- آیا وقتی فردی بیش از حد آرام و قابل پیشبینی است، احساس بیهیجانی میکنم؟
- آیا در شروع رابطه، نشانههای هشدار را نادیده میگیرم؟
- آیا بیشتر به پتانسیل فرد علاقهمند میشوم تا رفتار فعلی او؟
- آیا تصور میکنم میتوانم طرف مقابلم را تغییر دهم؟
- آیا برای اینکه رابطه را از دست ندهم، از مرزهای خودم عبور میکنم؟
- آیا احساس میکنم باید برای دوست داشته شدن، خودم را ثابت کنم؟
- آیا در روابط قبلی نیز الگوی مشابهی تکرار شده است؟
- آیا ترس از تنهایی باعث میشود در رابطه نامناسب بمانم؟
- آیا رفتارهایی را که برای دوستم غیرقابل قبول میدانم، برای خودم توجیه میکنم؟
اگر چند پاسخ شما بله است، به جای سرزنش خود، بهتر است الگوی تکرارشونده را بررسی کنید. هدف این چک لیست تشخیص اختلال یا برچسبگذاری شخصیت نیست؛ بلکه کمک میکند بفهمید کدام نیاز، ترس یا باور ممکن است روی انتخابهای عاطفی شما اثر بگذارد.
تمرینات عملی برای توقف چرخه انتخاب آدمهای اشتباه
شناخت تلههای ذهنی بهتنهایی کافی نیست؛ برای تغییر الگوهای تکرارشونده باید بتوانید آنها را در رفتار و انتخابهای روزمره خود شناسایی کنید. تمرینهای زیر کمک میکنند قبل از وابستگی عاطفی، با دقت بیشتری انتخاب کنید و به جای واکنش از روی ترس یا هیجان، تصمیم آگاهانهتری بگیرید.
1- الگوی روابط قبلی را پیدا کنید
افرادی را که در روابط گذشته به آنها جذب شدهاید روی کاغذ بنویسید و ویژگیهای مشترکشان را بررسی کنید:
- چه ویژگیهایی در بیشتر آنها تکرار میشد؟
- آیا از نظر عاطفی در دسترس بودند؟
- آیا رابطه با آنها معمولاً پر از ابهام و نوسان بود؟
- اولین نشانههای هشدار چه زمانی ظاهر میشد؟
- شما معمولاً چه رفتاری در برابر این نشانهها داشتید؟
اگر پاسخهای مشابهی در چند رابطه تکرار شود، ممکن است با یک الگوی انتخاب تکرارشونده مواجه باشید.
2- بین کشش و تناسب تفاوت بگذارید
قبل از اینکه شدت علاقه را معیار مناسبی برای انتخاب بدانید، دو فهرست جداگانه تهیه کنید:
- چرا به این فرد کشش دارم؟
- چرا این فرد برای یک رابطه سالم مناسب است؟
ممکن است در فهرست اول هیجان، جذابیت ظاهری یا احساس شدید دلتنگی قرار بگیرد، اما در فهرست دوم باید مواردی مانند احترام، صداقت، ثبات رفتاری، مسئولیتپذیری و احترام به مرزها بررسی شود.
3- قانون «رفتار، نه وعده» را اجرا کنید
اگر فردی میگوید «من آدم متعهدی هستم»، فقط به این جمله اکتفا نکنید. ببینید در عمل چگونه رفتار میکند.
از خودتان بپرسید:
آیا رفتار او در طول زمان با حرفهایش هماهنگ است؟
این تمرین کمک میکند به جای عاشق شدن بر اساس تصویری که از آینده فرد ساختهاید، شخصیت و رفتار واقعی او را ارزیابی کنید.
4- خط قرمزهای خود را از قبل مشخص کنید
پیش از ورود جدی به یک رابطه، سه فهرست داشته باشید:
- خط قرمزها: رفتارهایی که به هیچ عنوان نمیپذیرید.
- نیازهای اساسی: ویژگیهایی که برای احساس امنیت و رضایت در رابطه به آنها نیاز دارید.
- ترجیحات: ویژگیهایی که داشتنشان مطلوب است، اما نبودشان رابطه را نامناسب نمیکند.
این کار باعث میشود هنگام وابستگی عاطفی، معیارهای خود را بهراحتی تغییر ندهید.
5- تمرین «اگر دوستم بود چه میگفتم؟» را انجام دهید
فرض کنید همین رابطه را یکی از نزدیکترین دوستانتان تجربه میکرد. اگر او رفتارهایی را که شما تجربه میکنید برایتان تعریف میکرد، چه توصیهای به او میدادید؟
گاهی فاصله گرفتن ذهنی از رابطه کمک میکند رفتارهایی را ببینیم که هنگام درگیر بودن عاطفی برای خودمان توجیه میکنیم.
6- رابطه را آهستهتر پیش ببرید
یکی از راههای جلوگیری از انتخاب عجولانه، کاهش سرعت وابستگی است. لازم نیست در ابتدای آشنایی درباره آینده رابطه تصمیم قطعی بگیرید. به خودتان زمان بدهید تا رفتار فرد را در موقعیتهای مختلف ببینید؛ بهخصوص زمانی که با خواسته شما مخالف است، «نه» میشنود یا با یک اختلاف نظر مواجه میشود.
شخصیت واقعی افراد فقط در لحظات خوب رابطه دیده نمیشود؛ نحوه برخورد آنها با مرزها، اختلافها و مسئولیتپذیری نیز اهمیت زیادی دارد.
7- محرکهای عاطفی خود را شناسایی کنید
هر بار که احساس میکنید بهشدت درگیر فردی شدهاید، چند دقیقه مکث کنید و بنویسید:
- الان دقیقاً چه احساسی دارم؟
- از چه چیزی میترسم؟
- آیا از دست دادن این فرد برایم ترسناک است یا واقعاً انتخاب مناسبی برای من است؟
- آیا رفتار او باعث این احساس شده یا تصوری که از او ساختهام؟
- آیا دارم برای جلب محبت او از نیازهای خودم میگذرم؟
این مکث کوتاه میتواند فاصلهای میان احساس شدید و تصمیم عجولانه ایجاد کند.
8- به جای «آیا من را انتخاب میکند؟» بپرسید «آیا من او را انتخاب میکنم؟»
این یکی از مهمترین تغییرات ذهنی است. وقتی تمام تمرکز شما روی این باشد که طرف مقابل شما را دوست دارد یا نه، ممکن است نیازها و معیارهای خودتان را فراموش کنید.
به جای آن، مرتب از خود بپرسید:
آیا این فرد با ارزشها، نیازها و مرزهای من برای یک رابطه سالم تناسب دارد یا نه؟
نتیجه گیری:
آدمهای اشتباه همیشه به این دلیل وارد زندگی ما نمیشوند که «ما اشتباه انتخاب میکنیم». گاهی شرایط، شانس، محیط اجتماعی و تصمیمهای طرف مقابل نیز نقش دارند. بااینحال، اگر یک نوع رابطه بارها در زندگی ما تکرار میشود، باید به جای تمرکز صرف، روی شخصیت طرف مقابل، الگوی انتخاب، نیازها، ترسها و مرزهای خودمان را هم بررسی کنیم. یادتان باشد:
شدت احساسات همیشه نشانه یک رابطه سالم نیست: ممکن است جذب فردی شویم که هیجان و احساسات شدیدی در ما ایجاد میکند، اما این شدت بهتنهایی نشاندهنده مناسب بودن رابطه نیست.
- رابطه سالم بر پایه چند اصل شکل میگیرد: احترام، امنیت، اعتماد، مرزبندی، مسئولیتپذیری و امکان گفتوگوی صادقانه از مهمترین ویژگیهای یک رابطه سالم هستند.
- هدف خودشناسی، حذف کامل اشتباهات نیست: قرار نیست دیگر هیچگاه در انتخاب عاطفی اشتباه نکنیم؛ بلکه باید بتوانیم الگوهای ناسالم را زودتر تشخیص دهیم.
- خودمان را در رابطه گم نکنیم: حفظ هویت، نیازها و مرزهای شخصی اهمیت زیادی دارد.
- ارزش خود را برای حفظ رابطه قربانی نکنیم: هیچ رابطهای نباید به قیمت از دست دادن عزتنفس، آرامش و ارزشمندی فرد حفظ شود.
سوالات متداول مقاله آدم های اشتباه زندگی:
1- چرا آدمهای خوب خستهکننده به نظر میرسند؟
برای بعضی افراد، بهخصوص زمانی که به روابط پرتنش یا غیرقابل پیشبینی عادت کردهاند، آرامش ممکن است در ابتدا هیجان کمتری ایجاد کند. به این معنا که فرد هنوز تفاوت میان آرامش و بیاحساسی را بهخوبی تشخیص نداده باشد.
2- چطور بفهمیم یک رابطه سمی و اشتباه است؟
اگر رابطه بهطور مداوم با بیاحترامی، کنترلگری، ترساندن، تحقیر، دستکاری عاطفی، نقض مرزها یا احساس ناامنی همراه است، باید آن را جدی گرفت.
3- ویژگیهای رابطه تاکسیک چیست؟
رابطه تاکسیک یا سمی معمولاً الگویی تکرارشونده از رفتارهای آسیبزننده دارد؛ از جمله تحقیر، کنترل، حسادت افراطی، بیاحترامی، دستکاری عاطفی، تهدید، نادیده گرفتن مرزها و ایجاد احساس ترس یا ناامنی.
4- آیا جذب آدمهای اشتباه به دلیل کمبود عزتنفس است؟
نه همیشه. عزتنفس یکی از عوامل احتمالی است، اما تنها عامل نیست. سبک دلبستگی، تجربههای گذشته، شرایط اجتماعی، باورهای فرد درباره عشق و حتی ویژگیهای طرف مقابل نیز میتوانند نقش داشته باشند.
5- آیا آدمها واقعاً شریک عاطفی شبیه والدین خود انتخاب میکنند؟
گاهی اوقات، اما نه همیشه.به طور کلی نباید آن را یک قانون روانشناختی دانست. بااینحال، تجربههای اولیه زندگی میتوانند بر انتظارات، دلبستگی و نحوه تفسیر رفتار دیگران اثر بگذارند.
6- آیا میتوان چرخه انتخاب آدمهای اشتباه را متوقف کرد؟
بله. با شناخت الگوهای تکرارشونده، مشخص کردن خط قرمزها، افزایش مهارت مرزبندی، آهستهتر پیش رفتن در روابط و توجه به رفتار واقعی فرد میتوان احتمال تکرار الگوهای ناسالم را کاهش داد.
منابع:
دیدگاهتان را بنویسید