مدل OKR؛ روش هدف‌گذاری حرفه‌ای برای رشد سازمانی

زهرا جالینوسی
زهرا جالینوسی
مدل OKR؛ روش هدف‌گذاری حرفه‌ای برای رشد سازمانی
فهرست مقاله

در سازمان های امروزی، تنها داشتن هدف کافی نیست؛ بلکه مهم تر از آن، داشتن یک مسیر روشن و قابل پیگیری برای رسیدن به این هدف هاست. بسیاری از تیم ها، علی رغم تلاش زیاد، به نتایج قابل توجهی نمی رسند؛ نه به خاطر کم کاری، بلکه به دلیل نبود چارچوبی دقیق برای هدف گذاری. در چنین شرایطی، مدل OKR به عنوان یک ابزار راهبردی وارد می شود تا سازمان ها بتوانند اهداف خود را با دقت تعریف کنند و مسیر دستیابی به آن ها را شفاف و قابل اندازه گیری کنند.

مدل OKR که ابتدا توسط شرکت هایی مثل اینتل و بعدها گوگل به کار گرفته شد، امروزه به یکی از موثرترین شیوه های هدف گذاری در جهان کسب و کار تبدیل شده است. این مدل کمک می کند تا نه تنها بدانید «چه چیزی» می خواهید ، بلکه «چگونه» باید پیشرفت را بسنجید. در این مقاله، با نگاهی جامع و مرحله به مرحله به مدل OKR، کاربرد آن در سازمان ها، تفاوتش با KPI، و چگونگی پیاده سازی مؤثر آن خواهیم پرداخت.

 

OKR چیست؟

مدل OKR (Objectives and Key Results) یک چارچوب هدف گذاری مدیریتی است که برای تعیین و پیگیری اهداف و نتایج کلیدی در سازمان ها به کار می  رود. این مدل نخستین  بار توسط اندی گروو در اینتل معرفی شد و بعدها با استفاده گوگل از آن در دهه ۲۰۰۰، شهرت جهانی یافت. OKR بر اساس یک اصل ساده بنا شده است: ابتدا یک هدف مشخص (Objective) تعریف می شود که باید الهام  بخش، روشن و قابل فهم باشد؛ سپس چند نتیجه کلیدی (Key Results) برای سنجش پیشرفت در رسیدن به آن هدف تعیین می  شود.

ویژگی مهم OKR این است که هم اهداف را تعیین می  کند و هم معیارهایی برای ارزیابی تحقق آن ها ارائه می  دهد. این مدل کمک می کند تا تمام تیم ها و افراد در سازمان در یک مسیر مشترک و هم  راستا حرکت کنند و در عین حال بتوانند عملکرد خود را با دقت بسنجند. به دلیل سادگی ساختار و اثربخشی بالا، OKR در حال حاضر در بسیاری از شرکت های کوچک، متوسط و بزرگ در سراسر جهان استفاده می شود. 

تصویر تفاوت بین KPI و روش OKR را نشان می‌دهد: KPI وضعیت فعلی را می‌سنجد و OKR اهداف آینده را مشخص می‌کند.

تفاوت OKR با KPI چیست؟

در نگاه اول، OKR و KPI هر دو به سنجش عملکرد و هدف گذاری مربوط می  شوند، اما در واقع تفاوت های بنیادینی بین این دو وجود دارد که دانستن آن ها برای به کارگیری صحیح هر مدل ضروری است.

(KPI (Key Performance Indicator شاخصی برای ارزیابی عملکرد جاری است و معمولاً بر مبنای داده ها و نتایج قبلی طراحی می  شود. KPI ها به سوال «چگونه عمل کردیم؟» پاسخ می  دهند و بیشتر بر حفظ سطح مشخصی از عملکرد تمرکز دارند. برای مثال، نرخ حفظ مشتری یا میانگین زمان پاسخگویی به درخواست ها می تواند یک KPI باشد.

از سوی دیگر، OKR ابزاری برای تعیین اهداف آینده و نتایج قابل اندازه گیری مرتبط با آن است. OKR ها آینده  نگر، چالش  برانگیز و غالباً انگیزه  بخش اند. آن ها به جای تمرکز صرف بر حفظ وضعیت موجود، تلاش می کنند تغییر ایجاد کنند، تیم ها را به سمت پیشرفت سوق دهند و فرهنگ رشد در سازمان را تقویت کنند. به همین دلیل، OKR ها معمولاً اهداف بلند پروازانه تری دارند که ممکن است به طور کامل هم محقق نشوند، اما مسیر حرکت را روشن می کنند.

به طور خلاصه:

  • KPI برای سنجش عملکرد فعلی طراحی شده است.
  • OKR برای هدایت به سمت آینده و رشد هدفمند استفاده می شود.

تاریخچه و منشا OKR

ریشه های مدل OKR به دهه ۱۹۷۰ بازمی گردد؛ زمانی که اندرو گروو، مدیرعامل وقت شرکت اینتل، نخستین بار چارچوبی را برای هدف گذاری ساختارمند در این شرکت معرفی کرد. این مدل بعدها توسط جان دوئر، یکی از سرمایه گذاران و مشاوران برجسته سیلیکون ولی، توسعه یافت و در کتاب معروفش “Measure What Matters” معرفی شد.

جان دوئر که از اعضای هیئت مدیره گوگل نیز بود، OKR را به مؤسسان این شرکت، یعنی لری پیج و سرگئی برین پیشنهاد داد. گوگل از همان سال های آغازین فعالیت خود، OKR را به عنوان ستون راهبردی سازمان به کار گرفت و به مرور، این مدل در سایر شرکت های پیشرو مانند LinkedIn، Spotify، Twitter و Airbnb نیز به کار گرفته شد. امروزه OKR به یکی از پراستفاده ترین چارچوب های هدف گذاری در سازمان های مدرن تبدیل شده است.

 

اجزای اصلی OKR

مدل OKR بر پایه دو مولفه  کلیدی بنا شده است: اهداف (Objectives) و نتایج کلیدی (Key Results). در برخی سازمان ها، یک جزء سوم به نام اقدام ها (Initiatives) نیز به آن افزوده می شود تا اقدامات مشخص برای رسیدن به نتایج کلیدی نیز در ساختار گنجانده شود. در ادامه، به هر یک از این اجزا به طور دقیق می پردازیم.

Objective یا هدف چیست؟

در OKR، هدف (Objective) نمایانگر آن چیزی است که سازمان یا تیم می خواهد در یک بازه زمانی مشخص به آن برسد. هدف باید الهام بخش، روشن و قابل درک باشد و جهت گیری کلی فعالیت ها را تعیین کند. برخلاف اهداف کمی در KPI، هدف در OKR معمولاً توصیفی و کیفی است.

مثال از یک Objective خوب:

افزایش رضایت مشتری از خدمات پشتیبانی تا پایان سه ماهه دوم.

ویژگی های یک هدف خوب در OKR:

  • مشخص و متمرکز باشد.
  • با ارزش های سازمان هم راستا باشد.
  • چالش برانگیز اما واقع گرایانه باشد.
  • بازه زمانی مشخص داشته باشد (معمولاً سه ماهه).

Key Results یا نتایج کلیدی چیست؟

نتایج کلیدی (Key Results) نشان می دهند که هدف تا چه حد محقق شده است. این نتایج باید کاملاً کمی، قابل سنجش و بی ابهام باشند. معمولاً برای هر هدف، بین ۲ تا ۵ نتیجه کلیدی تعریف می شود.

مثال برای همان هدف قبلی:

  • افزایش نمره رضایت مشتری (CSAT) از ۷۵ به ۸۵
  • کاهش زمان پاسخ دهی به تیکت ها از ۲۴ ساعت به ۱۲ ساعت
  • افزایش نرخ حل مشکل در تماس اول به ۹۰٪

ویژگی های نتایج کلیدی خوب:

  • عددی و قابل اندازه گیری باشند.
  • خروجی محور باشند، نه فعالیت محور.
  • وضعیت پیشرفت را به وضوح نمایش دهند.

معیارهای خوب برای نوشتن OKR

نوشتن OKR اثربخش نیاز به رعایت چند اصل مهم دارد:

  1. هدف روشن و الهام بخش باشد: نه خیلی کلی و نه بیش از حد جزئی.
  2. نتایج کلیدی کاملاً قابل اندازه گیری باشند: هیچ برداشت ذهنی یا تفسیری باقی نماند.
  3. از افعال فعال استفاده شود: مانند افزایش، بهبود، کاهش، رسیدن به و غیره.
  4. نتایج کلیدی با هدف در یک راستا باشند: از تعریف KRs نامرتبط خودداری شود.
  5. تعداد OKRها محدود باشد: تمرکز بیشتر بر روی دستاوردهای با اهمیت.

 

چرا استفاده از OKR اهمیت دارد؟

استفاده از OKR صرفاً یک ابزار مدیریتی یا چارچوب هدف گذاری نیست؛ بلکه ابزاری راهبردی برای تقویت شفافیت، تمرکز و تعهد در سطح سازمان است. این مدل به شرکت ها کمک می کند تا اهداف خود را نه به شکل کلی و مبهم، بلکه به صورت دقیق، قابل سنجش و منطبق با مسیر استراتژیک خود تعریف کنند. وقتی این شفافیت وجود داشته باشد، تیم ها بهتر می دانند در چه مسیری حرکت می کنند، چه چیزی اولویت دارد و موفقیت چگونه ارزیابی خواهد شد.
طبق تحلیل وب سایت Workboard، سازمان هایی که از OKR استفاده می کنند، به تدریج فرهنگی مبتنی بر عملکرد می سازند؛ فرهنگی که در آن شفافیت اهداف، منظم بودن در پیگیری ها و امکان ارزیابی نتایج، جایگزین ابهام، پراکندگی و تصمیم گیری لحظه ای می شود.

شفاف سازی اهداف در سازمان

در بسیاری از سازمان ها، چالش اصلی نه کم کاری است و نه بی انگیزگی؛ بلکه ابهام در مقصد و انتظارات است. OKR این ابهام را از بین می برد. وقتی اهداف در سطح سازمان با دقت، شفافیت و قابلیت اندازه گیری تعریف شوند، کارکنان دقیقاً می دانند باید روی چه چیزی تمرکز کنند، موفقیت چگونه تعریف می شود و نقش آن ها در کل فرایند چیست. این وضوح، نوعی مسیر روشن برای حرکت جمعی ایجاد می کند و به جای تکیه بر برداشت های شخصی، چارچوبی هماهنگ در اختیار می گذارد.

افزایش تمرکز و هم راستایی تیم ها

یکی از بزرگ ترین مزایای OKR، و در واقع یکی از دلایل اصلی محبوبیت آن در شرکت های پیشرو، توانایی اش در ایجاد تمرکز سازمانی است. با تعریف تعداد محدودی OKR در هر چرخه، تیم ها مجبور می شوند از بین فعالیت های زیاد، تنها مهمترین ها را انتخاب کنند؛ همان هایی که بیشترین بازده و تأثیر را دارند. این تمرکز سازمان را از آشفتگی تصمیم گیری های روزمره نجات می دهد و انرژی منابع انسانی را به سمتی هدایت می کند که با اهداف کلان هم راستا و دارای ارزش استراتژیک باشد. 

تصویر نشان‌دهنده تیمی است که با استفاده از روش OKR بر شفافیت و تمرکز برای افزایش داده و تعهد کارکنان تمرکز دارد.

بهبود عملکرد و بهره وری

وقتی افراد اهداف واضحی دارند و می توانند پیشرفت خود را در قالب نتایج کلیدی بسنجند، به شکل طبیعی انگیزه و مسئولیت پذیری بیشتری از خود نشان می دهند. OKR باعث می شود همه افراد در سازمان حس کنند درگیر یک مأموریت مشخص هستند و عملکردشان مستقیماً بر نتیجه نهایی تاثیر می گذارد. این حس مالکیت، در کنار شفافیت مسیر، موجب افزایش قابل توجهی در مشارکت، نوآوری و بهره وری خواهد شد.

 

نحوه نوشتن OKR مؤثر

نوشتن OKR صرفاً به معنی لیست کردن اهداف و نتایج نیست. برای آنکه این مدل هدف گذاری در عمل موثر واقع شود، باید منطبق با نیازهای واقعی سازمان نوشته شود، ساختار آن منطقی باشد و به درستی در تیم ها اجرا شود. یک OKR موفق، هم الهام بخش است و هم عمل محور؛ هم انگیزه ایجاد می کند و هم ابزار سنجش پیشرفت را در اختیار می گذارد. نکته کلیدی این است که اهداف باید جهت دهی استراتژیک داشته باشند و نتایج کلیدی باید به وضوح نشان دهند که آیا در مسیر درستی حرکت می کنید یا خیر.

مراحل گام به گام نوشتن OKR

برای تدوین یک OKR مؤثر، باید به شیوه ای ساختارمند و هدفمند عمل کرد. صرف نوشتن چند هدف کلی و تعدادی نتیجه کمی کافی نیست؛ بلکه باید اهداف با استراتژی سازمان هم راستا باشند، نتایج کلیدی قابل سنجش باشند، و اقدامات مشخصی برای تحقق آن ها در نظر گرفته شود.

وب سایت Atlassian یک چارچوب کاربردی برای نوشتن OKR پیشنهاد می دهد که شامل مراحل زیر است:

  1. تعیین هدف (Objective): هدف باید الهام بخش، واضح و قابل فهم برای تمام اعضای تیم باشد. مثلاً به جای گفتن «افزایش فروش»، بگویید «تبدیل تیم فروش به مرجع اول بازار در حوزه X».
  2. مشخص کردن نتایج کلیدی (Key Results): این نتایج باید عددی، قابل اندازه گیری و نشان دهنده موفقیت در دستیابی به هدف باشند. برای مثال، «افزایش نرخ تبدیل لیدها از ۱۲٪ به ۱۸٪».
  3. هم راستا سازی با اهداف سطح بالاتر: OKR ها باید با اهداف کلان سازمان یا تیم های دیگر هم راستا باشند تا از ایجاد تلاش های جداگانه و پراکنده جلوگیری شود.
  4. بازبینی و اصلاح منظم: تعریف OKR نقطه پایان نیست. باید به صورت دوره ای آن ها را مرور کرد، بازخورد گرفت و در صورت لزوم، اصلاحاتی اعمال نمود.

مثال هایی از OKR خوب

یکی از بهترین راه ها برای درک OKR مؤثر، بررسی نمونه های واقعی و دقیق است. OKR های خوب نه تنها شفاف هستند، بلکه هم راستایی تیم و سنجش پیشرفت را هم آسان تر می کنند. در اینجا چند مثال کاربردی از OKR های سطح تیمی آورده ایم تا ببینید در عمل چه شکلی دارند:

مثال ۱: تیم بازاریابی

  • هدف: افزایش آگاهی از برند در بازار هدف
  • نتایج کلیدی:
    • افزایش ترافیک وب سایت از طریق سرچ ارگانیک از ۴۰٬۰۰۰ به ۶۰٬۰۰۰ بازدید ماهانه
    • افزایش نرخ تعامل شبکه های اجتماعی از ۳٪ به ۵٪
    • دستیابی به ۵ انتشار رسانه ای در نشریات معتبر حوزه تخصصی

مثال ۲: تیم محصول

  • هدف: بهبود تجربه کاربری نسخه جدید اپلیکیشن
  • نتایج کلیدی:
    • کاهش نرخ خروج از اپلیکیشن در هفته اول از ۲۵٪ به ۱۰٪
    • افزایش رضایت کاربران به امتیاز ۴.۵ در اپ استور
    • اجرای ۳ تست A/B برای بررسی بهینه ترین مسیرهای کاربری

مثال ۳: تیم منابع انسانی

  • هدف: ارتقای فرآیند جذب و حفظ استعدادها
  • نتایج کلیدی:
    • کاهش میانگین زمان استخدام از ۴۰ روز به ۲۵ روز
    • افزایش نرخ پذیرش پیشنهاد شغلی از ۷۰٪ به ۸۵٪
    • پیاده سازی یک سیستم بازخورد ساختاریافته برای کل تیم ها

این نمونه ها از مجموعه ای از منابع مختلف جمع آوری شده اند، از جمله Workboard که مجموعه ای متنوع از OKR های سطح تیمی را با دسته بندی ارائه می دهد. استفاده از این نمونه ها می تواند به شما کمک کند تا زبان OKR را بهتر بفهمید و الگوی مناسبی برای ساخت OKR های مختص به سازمان خود پیدا کنید.

اشتباهات رایج در تعریف OKR

در مسیر طراحی و اجرای OKR، اشتباهات زیادی ممکن است رخ دهند که می توانند تأثیر منفی بر کارایی و اثربخشی آن ها داشته باشند. در اینجا به برخی از رایج ترین اشتباهات اشاره می کنیم:

  1. اهداف مبهم و غیرقابل اندازه گیری: یکی از بزرگترین اشتباهات، تعیین اهدافی است که به اندازه کافی مشخص و قابل اندازه گیری نباشند. برای مثال، “رشد تیم” یا “افزایش فروش” به تنهایی اهداف قابل اندازه گیری نیستند. باید برای این اهداف نتایج کلیدی مشخصی در نظر بگیرید که بتوانید پیشرفت را به دقت دنبال کنید.
  2. تعداد زیاد اهداف: یکی از اصول مهم در سیستم OKR این است که تعداد اهداف محدود باشد. سازمان ها باید از تعیین تعداد زیادی هدف خودداری کنند، زیرا این کار موجب می شود منابع پراکنده شوند و تمرکز از بین برود. بهتر است روی ۳ تا ۵ هدف کلیدی متمرکز شوید تا همه انرژی و منابع سازمان به طور مؤثری معطوف به دستیابی به آن ها شود.
  3. عدم همراستایی تیم ها و واحدها: یکی دیگر از مشکلات رایج، نبود هم راستایی میان اهداف فردی و تیمی با اهداف سازمان است. OKR باید به گونه ای طراحی شوند که از سطح فردی تا سطح سازمانی، همراستایی کامل وجود داشته باشد.
  4. نداشتن فیدبک و بازخورد مداوم: OKR ها به طور منظم باید بررسی شوند تا روند پیشرفت را ارزیابی کنند و در صورت لزوم تنظیمات لازم اعمال شوند. عدم بررسی دوره ای باعث می شود اهداف در طول زمان تغییر کنند یا منسوخ شوند.
  5. عدم واقع گرایی در اهداف: ایجاد اهدافی که فراتر از توان سازمان یا تیم باشد، نه تنها انگیزه را کاهش می دهد، بلکه منجر به ناامیدی می شود. اهداف باید چالش برانگیز باشند اما در عین حال قابل دستیابی.

درک و جلوگیری از این اشتباهات می تواند به شما کمک کند تا از پتانسیل واقعی OKR بهره برداری کنید و به اهداف خود برسید.

 

آماده سازی کارکنان برای اجرای مدل OKR

اجرای موفق OKR تنها وابسته به طراحی اهداف نیست؛ بلکه پیش از آن، نیازمند آماده سازی ذهنی و عملی کارکنان است. برای این منظور، سازمان ها می توانند یک مسیر مرحله ای مشخص را دنبال کنند:

۱. آموزش مفهومی و عملی:
ابتدا باید کارکنان با مبانی OKR، تفاوت آن با روش های سنتی هدف گذاری، و نحوه ی نوشتن اهداف و نتایج کلیدی آشنا شوند. این آموزش ها می توانند در قالب وبینارهای داخلی، ویدیوهای آموزشی یا جلسات کوتاه تیمی ارائه شوند.

۲. مشارکت در نگارش OKR ها:
برای ایجاد حس مالکیت، از کارکنان بخواهید که خودشان در نوشتن OKR های مربوط به نقش شان مشارکت کنند. می توان از مدیران میانی خواست تا جلساتی تعاملی با تیم ها برگزار کرده و اهداف تیمی را به اهداف فردی ترجمه کنند.

۳. شفاف سازی ارتباط اهداف فردی و سازمانی:
توضیح دهید که هر هدف شخصی چگونه با اهداف کلان سازمان گره خورده است. این کار می تواند از طریق نمودار همراستایی OKR ها یا گفتگوهای ۱ به ۱ با مدیر مستقیم انجام شود.

۴. تقویت حس مسئولیت پذیری:
با تعریف شاخص های شفاف، ایجاد سیستم پیگیری منظم و بازخورد مستمر، کارکنان به مرور نسبت به OKR خود پاسخگو خواهند بود. گزارش های هفتگی یا دو هفته نامه و جلسات بررسی پیشرفت در این زمینه حیاتی اند.

۵. استفاده از ابزارهای تعاملی:
ابزارهایی مثل Asana، Trello، یا Workboard می توانند به عنوان پلتفرم هایی برای تنظیم، پیگیری و هم رسانی OKR ها به کار روند. استفاده از این ابزارها موجب تسهیل شفافیت و افزایش تعامل بین تیم ها می شود. 

تصویری از تیم کاری در حال استفاده از روش OKR برای سنجش و تنظیم هدف‌گذاری تیم، بهبود کیفیت و حفظ انگیزه.

نحوه ی تنظیم مناسب ترین ریتم در OKR چیست؟

برای اینکه OKR ها کارآمد باشند، باید در یک ریتم زمانی مشخص و هماهنگ با ظرفیت سازمان اجرا شوند. انتخاب این ریتم، نباید صرفاً تقلیدی از شرکت های دیگر باشد، بلکه باید بر اساس ویژگی های خاص هر سازمان تنظیم شود. در این مسیر، رعایت این چهار مرحله کلیدی توصیه می شود:

۱. انتخاب بازه مناسب بر اساس نوع فعالیت سازمان
سازمان های چابک یا استارتاپ ها معمولاً از دوره های سه ماهه (Quarterly) استفاده می کنند، چون این بازه کوتاه تر است و امکان آزمون و خطا بیشتری فراهم می کند. اما شرکت هایی با پروژه های بلندمدت یا چرخه های تصمیم گیری کندتر، ممکن است از OKR های شش ماهه یا حتی سالانه استفاده کنند.

۲. تطبیق ریتم OKR با ریتم برنامه ریزی سازمانی
برنامه ریزی OKR باید هم راستا با دیگر فرآیندهای سازمانی باشد (مانند بودجه ریزی، ارزیابی عملکرد، یا بررسی استراتژیک). اگر سازمان شما ماهانه بازبینی عملکرد دارد، شاید OKR های سه ماهه مناسب تر باشند تا این دو فرآیند به صورت همزمان تقویت شوند.

۳. در نظر گرفتن چرخه بازبینی و اصلاح میان دوره ای
تنظیم OKR در آغاز فصل کافی نیست. لازم است در میانه ی هر چرخه، جلسه ای برای بازبینی و اصلاح OKR ها برگزار شود. این کار کمک می کند اگر پروژه ای تغییر مسیر داد یا شرایط بازار دگرگون شد، اهداف به روز رسانی شوند.

۴. سنجش ظرفیت و انرژی تیم ها
اگر تیمی درگیر چند پروژه موازی با حجم بالاست، ریتم های کوتاه مدت (مثلاً یک ماهه) ممکن است باعث خستگی یا کیفیت پایین خروجی ها شود. برعکس، تیمی که در فاز رشد است و انگیزه بالایی دارد، می تواند از چرخه های سریع تر استفاده کند.

 

ایجاد یک مدل اهداف و نتایج کلیدی نهایی

ایجاد یک مدل موفق OKR شامل تعیین اهداف کلیدی و نتایج قابل اندازه گیری است. در ابتدا باید اهداف کلی (Objectives) به صورت واضح و الهام بخش تعریف شوند، سپس نتایج کلیدی (Key Results) به طور دقیق مشخص گردند. این نتایج باید شفاف، خاص و قابل اندازه گیری باشند تا بتوان به راحتی پیشرفت ها را ارزیابی کرد. همچنین، این مدل باید انعطاف پذیر باشد تا در صورت لزوم، به تغییرات و چالش های جدید پاسخ دهد.

مثالی از هدف OKR:

Objective: افزایش میزان فروش محصولات در سه ماهه اول سال

Key Results:

  • افزایش فروش ۲۰% نسبت به دوره مشابه سال گذشته
  • جذب ۱۰۰ مشتری جدید
  • کاهش نرخ لغو سفارش ها به زیر ۵%

این مدل از اهداف و نتایج کلیدی می تواند کمک کند تا اهداف به صورت منظم و با تمرکز بالا پیگیری شوند و نتایج مشخصی به دست آید.

 

چگونگی تعریف OKR در سازمان

تعریف مؤثر OKR در سازمان نیازمند یک فرآیند گام به گام و منسجم است که با اهداف کلان سازمان شروع می شود و تا سطح فردی ادامه پیدا می کند. در این مسیر، رعایت مراحل زیر ضروری است:

۱. شروع از اهداف سطح کلان (Top-Down)
در ابتدا، رهبری سازمان باید ۲ تا ۴ هدف استراتژیک برای دوره جاری (مثلاً سه ماهه) تعیین کند. این اهداف باید الهام بخش، مشخص و هم راستا با چشم انداز بلندمدت سازمان باشند.

۲. تعیین نتایج کلیدی قابل اندازه گیری برای هر هدف
برای هر هدف، ۲ تا ۵ نتیجه کلیدی تعیین می شود که باید مشخص، عددی، قابل سنجش و دارای ضرب الاجل مشخص باشند. این نتایج به جای بیان «آنچه انجام می دهیم»، باید نشان دهنده «آنچه به دست می آوریم» باشند (مثلاً به جای «راه اندازی کمپین»، بنویسیم «افزایش ۲۰ درصدی نرخ تبدیل سایت از کمپین»).

۳. توزیع اهداف به تیم ها و افراد (Alignment)
پس از تعیین OKR های سطح سازمانی، تیم ها باید OKR های خود را در هماهنگی با این اهداف طراحی کنند. این به معنای ترجمه اهداف کل به اقدامات عملی در هر واحد است. جلسات مشارکتی برای تعریف OKR در سطح تیمی می تواند هم راستایی و درک مشترک را تقویت کند.

۴. اطمینان از شفافیت و دسترسی
همه OKR ها—در سطح سازمان، تیم و فرد—باید به صورت شفاف و قابل مشاهده برای همه اعضا باشند. استفاده از ابزارهایی مانند Workboard، Weekdone یا ClickUp می تواند در این زمینه بسیار موثر باشد.

۵. تعیین زمان بندی و شاخص های پیگیری
هر OKR باید دارای بازه زمانی مشخص (مثلاً سه ماهه) و معیارهای سنجش موفقیت باشد. علاوه بر این، جلسات منظم هفتگی یا دو هفته یک بار برای بررسی پیشرفت ها ضروری است.

 

تنظیم OKR های تیمی و فردی

برای تنظیم موثر OKR های تیمی و فردی، ابتدا باید OKR های سطح سازمان به صورت شفاف و قابل انتقال تعیین شوند. سپس مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. تجزیه اهداف کلان به اهداف تیمی: هر تیم بر اساس نقش و مسئولیت خود، از بین OKR های سازمان، بخش هایی را انتخاب می کند که بیشترین همراستایی با ماموریت آن تیم دارند. مثلاً تیم بازاریابی ممکن است هدف «افزایش آگاهی از برند» را از OKR کل سازمان استخراج کرده و آن را به شکل «افزایش نرخ بازدید ارگانیک وب سایت تا ۳۰٪ در سه ماه» پیاده سازی کند.
  2. هماهنگی درون تیمی و تعیین اولویت ها: پس از روشن شدن اهداف تیمی، اعضای تیم در جلسه ای مشترک شرکت می کنند تا سهم و نقش هر فرد را در تحقق آن ها مشخص کنند. در این مرحله، بحث درباره اولویت ها، منابع موجود، و محدوده وظایف ضروری است.
  3. تنظیم OKR های فردی با پشتیبانی از OKR تیمی: افراد باید اهداف خود را با تمرکز بر تاثیر مستقیم روی OKR تیمی بنویسند. برای مثال، یک کارشناس تولید محتوا می تواند هدف خود را چنین تنظیم کند: «تولید ۱۰ مقاله سئو محور در فصل جاری با هدف افزایش نرخ کلیک ارگانیک تا ۱۵٪».
  4. همراستایی افقی و عمودی: OKR های فردی باید هم با اهداف تیم و هم با اهداف کل سازمان هماهنگ باشند. استفاده از ابزارهایی مثل نقشه همراستایی (Alignment Map) به ایجاد این پیوند کمک می کند.
  5. بازبینی و اصلاح دوره ای: OKR های فردی و تیمی باید در ابتدای هر چرخه OKR بررسی شوند. در صورت تغییر اولویت های سازمان، لازم است اهداف جدید تعریف یا اهداف پیشین بازنویسی شوند.

 

مشخصه های کلیدی در OKR

برای اینکه اهداف و نتایج کلیدی (Key Results) موثر باشند و نتایج ملموس و قابل اندازه گیری به همراه داشته باشند، ویژگی های خاصی باید در نظر گرفته شوند.

مشخصه های کلیدی اهداف (Objectives) گروهی در OKR:

   1.مرتب سازی و اولویت بندی:

 اهداف باید به گونه ای تعیین شوند که از مهم ترین و فوری ترین مسائل سازمان یا تیم پشتیبانی کنند. به این معنا که همیشه باید روی آنچه که تاثیر بیشتری دارد، تمرکز کرد.

   2.تاثیر زیاد:

 اهداف باید به گونه ای طراحی شوند که پس از تحقق، تغییرات قابل مشاهده و مثبتی در سازمان یا تیم ایجاد کنند. این اهداف باید موجب رشد و پیشرفت اساسی در سازمان شوند.

   3.محدوده زمانی: 

همه اهداف باید دارای یک بازه زمانی مشخص و محدود باشند تا بتوان پیشرفت آن ها را ارزیابی و اندازه گیری کرد. بدون زمان بندی مناسب، ارزیابی و تغییرات دشوار خواهد بود.

مشخصه های کلیدی نتایج کلیدی (Key Results) گروهی در OKR:

   ۱.تأثیر مستقیم: 

نتایج کلیدی باید مستقیماً و به طور واضح به تحقق اهداف مربوط شوند. این نتایج باید به اندازه گیری و ارزیابی مؤثر دستاوردها کمک کنند.

   ۲.خاص و قابل اندازه گیری: 

نتایج کلیدی باید به گونه ای طراحی شوند که کاملاً مشخص و قابل ارزیابی باشند. این به تیم ها کمک می کند تا به وضوح درک کنند که چقدر به هدف نزدیک شده اند.

   ۳.در محدوده اختیارات: 

نتایج کلیدی باید در حیطه اختیارات تیم یا فرد تعیین کننده باشند. این ویژگی به واقع گرایی و قابلیت دستیابی نتایج کمک می کند.

مشخصه های کلیدی اقدامات (Initiatives) در OKR:

   ۱.خاص و مشخص: 

اقدامات باید به صورت واضح و روشن تعریف شوند تا تیم ها بدانند دقیقاً باید چه کارهایی انجام دهند.

   2.تحت کنترل:

 اقدامات باید به گونه ای باشند که افراد بتوانند بر آن ها کنترل کامل داشته باشند و بتوانند منابع و زمان مناسبی برای اجرای آن ها تخصیص دهند.

اقدامات چیستند؟

اقدامات یا “Initiatives” شامل گام های مشخصی هستند که به تحقق نتایج کلیدی کمک می کنند. این گام ها معمولاً شامل راهکارهای عملی و استراتژیک اند، مانند راه اندازی پروژه های جدید، بهبود فرآیندها، یا آموزش تیم ها.

مثال های عملی:


  • هدف گروهی: افزایش فروش سالانه شرکت به میزان ۲۵٪.



  • نتایج کلیدی: افزایش تعداد مشتریان جدید به ۵۰۰ نفر در سه ماه آینده، که به طور واضح به هدف کلی فروش کمک می کند.


  • اقدام: بهبود فرآیند فروش از طریق آموزش تیم فروش، یا راه اندازی کمپین های دیجیتال برای جذب مشتریان جدید.

 

OKR در کسب وکارهای کوچک و بزرگ

مدل OKR یک ابزار موثر برای تنظیم و پیگیری اهداف است که می تواند در هر اندازه کسب و کار کاربرد داشته باشد. این مدل به ویژه در سازمان های بزرگ و کوچک می تواند به بهبود عملکرد و هم راستایی تیم ها کمک کند. از آنجا که OKR اهداف واضح، قابل اندازه گیری و با بازه های زمانی مشخص را تعیین می کند، می تواند به طور مؤثری در هر نوع کسب و کار پیاده سازی شود.

OKR در استارتاپ ها

در استارتاپ ها، جایی که منابع محدود و سرعت تغییرات بالا است، مدل OKR به ویژه اهمیت دارد. استارتاپ ها با چالش هایی نظیر تغییرات سریع در بازار، رقابت فشرده و فشار به رشد مواجه هستند. به همین دلیل، داشتن یک مدل کارآمد برای تعیین اولویت ها و تمرکز بر روی اهداف کوتاه مدت و بلندمدت ضروری است. OKR به استارتاپ ها کمک می کند تا با شفاف سازی اهداف و نتایج کلیدی، از هدر رفت منابع جلوگیری کنند و سرعت رشد خود را با هم راستایی تیم ها در راستای اهداف مشترک بهبود دهند.

در استارتاپ ها، OKR معمولاً به صورت ماهانه یا سه ماهه تنظیم می شود، زیرا در این دوره های زمانی کوتاه تر، امکان ارزیابی سریع عملکرد و انطباق با تغییرات جدید بازار وجود دارد. به طور مثال، اگر هدف یک استارتاپ افزایش تعداد کاربران فعال خود است، تیم ها می توانند با تعیین نتایج کلیدی مانند “جذب ۵۰۰ کاربر جدید در یک ماه” تمرکز خود را بر روی این هدف قرار دهند.

یکی دیگر از مزایای OKR در استارتاپ ها این است که تیم ها و مدیران می توانند به راحتی پیشرفت خود را پیگیری کنند و با تنظیم اهداف واقع بینانه، عملکرد خود را به طور مداوم ارزیابی کنند. در این فرآیند، هر فرد در تیم می تواند به طور شفاف ببیند که چگونه نقش او در تحقق اهداف سازمانی تأثیرگذار است، که باعث ایجاد انگیزه و تمرکز بیشتر می شود.

OKR در شرکت های بزرگ مانند گوگل

در سازمان های بزرگ مانند گوگل، مدل OKR به ابزاری تبدیل شده است که نه تنها برای هم راستایی اهداف در سطح سازمانی، بلکه برای ارتقاء بهره وری و عملکرد تیم ها و افراد نیز استفاده می شود. گوگل از این مدل برای هم راستایی اهداف در تمامی سطوح سازمان استفاده می کند، به طوری که هر واحد تجاری، تیم و حتی فرد، اهداف مشخص و قابل اندازه گیری دارند.

در شرکت های بزرگ، OKR باعث می شود که هر بخش از سازمان، از تیم های فنی گرفته تا تیم های فروش و بازاریابی، اهداف مشترکی داشته باشند که به تحقق استراتژی های کلان شرکت کمک کنند. این هم راستایی از طریق تعیین اهداف مشترک و نتایج کلیدی قابل اندازه گیری به دست می آید. برای مثال، در گوگل، یک تیم ممکن است هدفی مانند “افزایش سهم بازار محصولات ابری” را داشته باشد که شامل نتایج کلیدی مانند “افزایش تعداد مشتریان جدید به میزان ۱۰% در سه ماهه آینده” می شود.

مهم ترین ویژگی این مدل در شرکت های بزرگ این است که OKR به طور منظم مورد بررسی قرار می گیرد و در صورت لزوم، اهداف اصلاح و بازبینی می شوند تا با تغییرات سریع در بازار یا اولویت های سازمان هماهنگ شود. همچنین، OKR در شرکت های بزرگ به عنوان ابزاری برای ارزیابی عملکرد افراد و تیم ها به کار می رود. این مدل کمک می کند تا از صرف زمان و منابع در جهت اهداف کم اهمیت جلوگیری شده و تمام تمرکز بر روی اهداف اصلی و استراتژیک معطوف گردد.

 

ابزارهای مدیریت OKR

مدیریت مدل OKR نیازمند ابزارهایی است که به سازمان ها کمک کنند تا این چارچوب هدف گذاری را به شکل موثر پیاده سازی و ردیابی کنند. ابزارهای دیجیتال می توانند فرآیند تعیین، پیگیری و ارزیابی OKR ها را ساده تر، شفاف تر و قابل اندازه گیری کنند، به ویژه در تیم های توزیع شده یا سازمان های بزرگ.

what is okr 4

معرفی ابزارهای آنلاین OKR

در حال حاضر، ابزارهای متعددی برای مدیریت OKR توسعه داده شده اند. در اینجا به ۵ ابزار پرکاربرد اشاره می کنیم:

  1. WorkBoard
    پلتفرمی تخصصی برای مدیریت OKR که به سازمان های بزرگ کمک می کند اهداف استراتژیک را به نتایج قابل پیگیری تبدیل کنند. دارای داشبوردهای تحلیلی پیشرفته و امکان همراستا سازی اهداف در سطوح مختلف سازمان است.
    workboard.com
  2. Atlassian (Playbook)
    از طریق راهکارهایی مانند Jira Align و بخش Playbook خود، ابزارهایی برای تعریف و اجرای OKR ارائه می دهد. مناسب تیم های نرم افزاری و فناوری که به دنبال هماهنگی بین پروژه ها و اهداف کلان هستند.
    atlassian.com
  3. Weekdone
    پلتفرمی سبک تر برای استارتاپ ها و تیم های کوچک که تمرکز آن بر پیگیری هفتگی OKR، گزارش دهی آسان و انگیزه بخشی تیمی است. طراحی کاربر پسند و مناسب برای تیم هایی با ساختارمند تر.
  4. Perdoo
    ترکیبی از OKR و KPI را در یک سیستم ارائه می دهد و امکان همراستایی بهتر بین اهداف بلندمدت و نتایج قابل اندازه گیری را فراهم می کند. برای تیم هایی که نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق تر دارند، مناسب است.
  5. Profit.co
    این ابزار از یک رابط کاربری ساده برخوردار است و ویژگی هایی مانند تعیین اهداف، رهگیری پیشرفت، اجرای جلسات بررسی و ادغام با دیگر ابزارهای سازمانی مانند Slack و Microsoft Teams را در خود دارد.

مقایسه ابزارهای مدیریت OKR

اگرچه همه ی ابزارهای معرفی شده در زمینه ی مدیریت OKR فعالیت می کنند، اما هر یک برای نیازها و ساختارهای متفاوتی طراحی شده اند.

WorkBoard بیشتر برای سازمان های بزرگ مناسب است؛ این پلتفرم به شکلی حرفه ای امکان هم راستاسازی بین اهداف سطح کلان و تیمی را فراهم می کند. گزارش های تحلیلی دقیق، قابلیت ردیابی پیشرفته و هماهنگی با ساختارهای پیچیده سازمانی، آن را برای تیم های استراتژیک در سطح بالا تبدیل به گزینه ای ایده آل کرده است. با این حال، راه اندازی اولیه و استفاده موثر از آن ممکن است برای تیم های کوچک یا بدون تجربه قبلی، پیچیده باشد.

Atlassian Playbook به ویژه برای تیم های فنی و توسعه نرم افزار طراحی شده است. این ابزار با تکیه بر قدرت اکوسیستم Jira، امکان اتصال مستقیم بین وظایف پروژه و اهداف کلان OKR را فراهم می کند. اگر تیم شما قبلاً از محصولات Atlassian استفاده می کند، استفاده از این راهکار بسیار منطقی و یکپارچه خواهد بود. البته، برای تیم های غیر فنی ممکن است کار با آن نیاز به زمان برای یادگیری داشته باشد.

Weekdone یکی از گزینه های سبک و ساده در این حوزه است. اگر در یک تیم کوچک یا استارتاپ مشغول به کار هستید و به دنبال پیاده سازی سریع و آسان OKR هستید، این ابزار با تمرکز بر گزارش های هفتگی و انگیزه بخشی تیمی انتخاب مناسبی است. نقطه ضعف اصلی آن، محدودیت در امکانات تحلیلی و ساختاردهی برای تیم های بزرگ یا مقیاس پذیری در آینده است.

Perdoo گزینه ای است که به صورت ترکیبی هم OKR و هم KPI را پشتیبانی می کند. این مسئله به ویژه برای سازمان هایی مفید است که می خواهند عملکرد را در دو سطح کمی و هدف محور دنبال کنند. نقطه قوت اصلی آن، انعطاف پذیری و قدرت تحلیل است. با این حال، پیچیدگی هایی در رابط کاربری و یادگیری اولیه آن وجود دارد که ممکن است برای تازه کارها چالش برانگیز باشد.

در نهایت، Profit.co تعادلی بین سادگی و قابلیت های حرفه ای برقرار می کند. این ابزار با طراحی کاربر پسند، امکان یکپارچه سازی با ابزارهای کاری دیگر مانند Slack و Teams، و همچنین امکاناتی برای تعریف، پیگیری و مرور OKR ها را فراهم کرده است. این ابزار برای انواع سازمان ها، از کوچک تا بزرگ، مناسب است و حتی در پلن های رایگان نیز امکانات کاربردی ارائه می دهد. البته برخی قابلیت های پیشرفته فقط در نسخه های غیر رایگان قابل دسترسی هستند.

ابزارمناسب برایمزایای اصلیمحدودیت ها
WorkBoardسازمان های بزرگهم راستاسازی استراتژیک، داشبورد قویپیچیدگی برای تیم های کوچک
Atlassianتیم های فنی و نرم افزاریادغام با Jira، مناسب پروژه محورهانیاز به تنظیمات فنی اولیه
Weekdoneاستارتاپ ها و تیم های کوچکسادگی، گزارش دهی هفتگیمحدودیت در مقیاس پذیری
Perdooسازمان های متوسطترکیب OKR و KPI، گزارش  تحلیلی دقیقرابط پیچیده تر برای تازه کارها
Profit.coهمه سطوح سازمانییکپارچگی با ابزارهای دیگر، کاربری آسانبرخی ویژگی ها در پلن رایگان محدود است

 

اشتباهات رایج در مدل اهداف و نتایج کلیدی یا OKR چیست؟

مدل OKR می تواند ابزاری بسیار مفید باشد، اما مانند هر سیستم دیگری، در صورتی که به درستی پیاده سازی نشود، ممکن است موجب بروز مشکلاتی گردد. بسیاری از سازمان ها در ابتدا با اشتباهات رایجی مواجه می شوند که می تواند اثربخشی OKR را کاهش دهد.

اشتباهات در تعیین اهداف (Objectives)

یکی از رایج ترین اشتباهات در پیاده سازی OKR، تعیین اهداف غیرواقعی یا مبهم است. اهداف باید واضح، قابل اندازه گیری و با تمرکز بر اولویت های کلیدی سازمان تعیین شوند. همچنین، اهداف باید به طور خاص با استراتژی ها و نیازهای تیم و سازمان هم راستا باشند. تعیین اهدافی که خیلی گسترده یا دست نیافتنی هستند، نه تنها بهره وری را کاهش می دهد، بلکه ممکن است باعث ناامیدی و کاهش انگیزه نیز شود.

اشتباهات در تعیین نتایج کلیدی (Key Results)

در بسیاری از موارد، نتایج کلیدی (Key Results) به اندازه کافی دقیق یا اندازه پذیر نیستند. این موضوع باعث می شود تا تیم ها نتوانند به درستی پیشرفت خود را ارزیابی کنند. نتایج کلیدی باید خاص و کمی باشند، به طوری که پیشرفت آنها به راحتی قابل اندازه گیری باشد. یکی از اشتباهات رایج دیگر، تعیین نتایج کلیدی زیادی است که نمی توان به طور هم زمان بر آنها تمرکز کرد. تعداد مناسب برای نتایج کلیدی معمولاً بین ۲ تا ۵ مورد است.

اشتباهات در هماهنگی تیمی

اگر تیم ها و واحدها در سازمان نتوانند OKR های خود را به طور مؤثر هم راستا کنند، ممکن است هر کدام به اهداف خود برسند، اما در نهایت به طور کلی سازمان نتایج مطلوب را نخواهد داشت. هماهنگی بین تیم ها و ارتباط واضح بین اهداف و نتایج کلیدی اهمیت زیادی دارد. برای جلوگیری از این اشتباهات، باید جلسات منظم برای مرور پیشرفت و اطمینان از هماهنگی میان تیم ها برگزار شود.

 

جمع بندی و توصیه پایانی

در نهایت، پیاده سازی مدل OKR می تواند به طور چشمگیری به بهبود عملکرد سازمان ها کمک کند، مشروط به اینکه اهداف دقیق، قابل اندازه گیری و هم راستا با استراتژی کلی سازمان تعیین شوند. مهم است که سازمان ها فرآیند هدف گذاری را با دقت مدیریت کنند، بازخورد مستمر را در نظر بگیرند و فرهنگ همکاری و شفافیت را تقویت کنند. همچنین، استفاده از ابزارهای مناسب می تواند روند نظارت و ارزیابی را ساده تر کند. با پیروی از این اصول و اصلاحات به موقع، سازمان ها می توانند از OKR برای دستیابی به رشد و موفقیت بلندمدت بهره برداری کنند.

دوره رشد شخصیتی، یک برنامه جامع است که به شما کمک می کند تا مهارت های فردی خود را بهبود بخشید و به سطح بالاتری از خودآگاهی و موفقیت برسید. این دوره شامل آموزش های عملی و تکنیک هایی برای توسعه شخصیت و رشد فردی است. برای اطلاعات بیشتر می توانید به دوره رشد شخصیتی مراجعه کنید.

 

سوالات پر تکرار

OKR مخفف چیست؟

OKR مخفف “Objectives and Key Results” است، که به معنای “اهداف و نتایج کلیدی” می باشد. این مدل برای هدف گذاری و اندازه گیری پیشرفت در سازمان ها طراحی شده است.

تفاوت بین OKR و KPI چیست؟

در حالی که KPI (شاخص های کلیدی عملکرد) معمولاً برای اندازه گیری عملکرد و روند به کار می روند، OKR رویکردی کلی تر برای تعیین و پیگیری اهداف و نتایج در طول زمان است. KPI می تواند جزئی از OKR باشد، اما OKR بیشتر بر تعیین اهداف بلندمدت و پیشبرد آن ها تمرکز دارد.

آیا OKR فقط برای شرکت های بزرگ مناسب است؟

نه، OKR به طور گسترده ای در شرکت های بزرگ و کوچک قابل استفاده است. حتی استارتاپ ها می توانند از این مدل برای رشد و بهبود کارایی خود استفاده کنند.

در OKR، چند هدف باید تعیین شود؟

برای هر دوره، معمولاً پیشنهاد می شود که تعداد اهداف (Objectives) محدود و مشخص باشد، مثلاً ۳ تا ۵ هدف اصلی. این کار به تمرکز بیشتر بر روی اهداف مهم تر کمک می کند.

آیا OKR باید قابل دستیابی باشد؟

بله، در عین حال که OKR باید چالش برانگیز باشد، باید به گونه ای تنظیم شود که دستیابی به آن ها امکان پذیر باشد. این کمک می کند که تیم ها به اهداف خود نزدیک تر شوند.

چرخه اجرای OKR چقدر باید باشد؟

چرخه های اجرای OKR معمولاً سه ماهه یا سالانه هستند، اما بیشتر سازمان ها از چرخه های سه ماهه استفاده می کنند تا بتوانند انعطاف پذیرتر و سریع تر به تغییرات واکنش نشان دهند.

منابع:

  1. Workboard – OKR Journey
  2. Atlassian – OKRs
انواع زبان بدن چشم و هر آنچه که باید بدانیم
انواع زبان بدن چشم و هر آنچه که باید بدانیم
انواع زبان بدن چشم و هر آنچه که باید بدانیم
شهریور ۱, ۱۴۰۴
چشم ها، این پنجره های روح، اغلب بیش از کلمات، احساسات و نیت های ما را فاش می کنند. در دنیایی که ارتباطات غیرکلامی نقش… بیشتر
انواع زبان بدن پاها در زنان و مردان در موقعیت های مختلف
انواع زبان بدن پاها در زنان و مردان در موقعیت های مختلف
انواع زبان بدن پاها در زنان و مردان در موقعیت های مختلف
مرداد ۳۱, ۱۴۰۴
زبان بدن، دنیایی پنهان از احساسات و واکنش های درونی انسان است. در میان اجزای مختلف بدن، پاها نقشی کمتر مورد توجه اما بسیار پر… بیشتر
زبان بدن افراد حسود، نشانه ها و روش های تشخیص
زبان بدن افراد حسود، نشانه ها و روش های تشخیص
زبان بدن افراد حسود، نشانه ها و روش های تشخیص
مرداد ۳۱, ۱۴۰۴
آیا تا به حال در جمعی بوده اید که احساس کنید کسی با وجود لبخند، از موفقیت یا شادی شما دل خوشی ندارد؟ شاید کلامی… بیشتر
ارزیابی مقاله
ازت می خوام بعد از اتمام این مقاله نظرت رو کامل و در چند خط بنویسی (حتما نظر با جزییات بنویس و از عبارات کوتاه مثل: خوب بود و عالی خودداری کن)

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امتیازت به این مقاله؟

آخرین مقالات آموزشی

آخرین مقالات آموزشی
دسته‌بندی نشده
تکنیک پومودورو از روش استفاده تا مزایا و اپلیکیشن ها
در تصویر، تکنیک پومودورو برای مدیریت زمان با تقسیم زمان به فواصل ۲۵ دقیقه‌ای برای کار و استراحت نشان داده شده است.
تکنیک پومودورو از روش استفاده تا مزایا و اپلیکیشن ها
مرداد ۲۹, ۱۴۰۴
امتیاز 0
فرض کنید مغز شما مثل یک عضله باشد. اگر بدون توقف از آن کار بکشید، خسته می شود، با  زدهی اش کم می ... بیشتر
مقالات بیشتر