دیدگاه‌ها (731)

مرتضی میرزایی سروشک 18 آذر 1404

خدا امواتت رو بیامرزه. دنیا جای عادلانه ای نیست. و بخاطر اینکه آموزگار حقیقت هستی. خداوند هرچی که میخوای بهت بده.

مرتضی میرزایی سروشک 18 آذر 1404

مثال شهردار و منشی بسیار جالب و مطلب RAS رو خیلی خوب جا می اندازه. You teach so perfect

مرتضی میرزایی سروشک 17 آذر 1404

درسته غیر از خدا نباید به کسی تکیه و توکل کنیم. و هر جا در زندگی برای خدا جانشین تعیین کردم بدجوری عذابم کرده.۲۸سالم بود در زندگیم به هیچ دختری علاقمند نشده بودم نمی‌دونم چرا و اکرم تو سریال و فیلم و دوستان می‌شنیدم که کسی عاشق و دیوانه فلانی شده از خودم می‌پرسیدم یعنی وی؟ عشق چیه چرا من تا حالا شانس امتحانش نسیبم نشده؟
یه روز یکی از دوستام آقای x ازم پرسید:{« گفت چرا تو ازدواج نمیکنی؟» گفتم بخاطر اینکه هنوز معنی عشق رو نچشیدم دلم میخواد با کسی که عاشقش بشم ازدواج کنم. هرگز این جمله ام یادم نمیره گفتم: «اگر عاشق دختری بشم حتی خدا هم نمیتونه مانع رسیدنم بهش بشه و هر طوری شده باهاش ازدواج میکنم.»}
یک سال بعد در آستانه سی سالگیم برای اولین و آخرین با عاشق یک دختر شدم. که ۱۵سال ازم کوچکتر بود و مفهوم عشق رو چشیدم و ایکاش هرگز آرزو نمی‌کردم مزشو بچشم. فاصله سنی فاصله طبقاتی و... باعث جذابیت بیش از حد این عشق یکطرفه شده بود. دروغ نگم جایگزین خدا کرده بودمش. دروغ نگم زیبایی افسونگری هم داشت که تا کنون ندیده بودم حتی از نظر متانت و حیا هم با وقار بود. خودمم میدونستم که نشدنیه اما خدا میخواست بهم ثابت کنه که دیگه با یقین کامل حرف نزنم و کسی رو بجاش پرستش نکنم. ۵سال عذاب و شیدایی از روح درونم جز یک شهر سوخته و ویران باغی نزاشت. چند سال طول کشید تا دوباره روی پان بایستم اونم با دست به دامنی خود خدا. آره من تو کوره جهنم ۵سال هر روز ذوب میشدم و دوباره روز بعد روز از نو روزی از نو. همین دنیا رو خدا می‌تونه برامون بهشت یا جهنم کنه. فرقی هم نمیکنه تو کاخ زندگی کنی یا تو بورلی هیلز. ظرف کمتر از یکسال خدا بهشتت رو جهنم و یا جهنمت رو برات بهشت می‌کنه. بشرطی که براش هبو نیاری. واقعاً عشق لاینفک مخصوص اوست ولا غیر. کی از تولدت تا لحظه مرگ باهاته. کی هروقت داشتی می رفتی اون دنیا ازش طلب بخشش و فرصت خواستی دوباره به دنیا برام گردونده؟ کی از مخمصه های فجیع زنده بیرون آوردت؟ کی از رگ گردن بهت نزدیک تره؟ کی از روح قدسی خودش در تو دمیده تا کرامت انسانی و اشرف مخلوقات بشی؟ کی در مریضی و بدبختی و مصائب همراهت بوده؟ تعداد اتم های جهان قابل مشاهده بیشتره یا تعداد مسیر های ممکن مغز انسان؟ مسلمه شبکه های عصبی مغز انسان (اونم با اختلاف خیلی زیاد.) از هوش مصنوعی بپرس. دنیای درون ما بسیار بزرگتر و ناشناخته تر از دنیای بیرون ماست. بعضی چیزا رو نمیشه با مغز درک کرد باید با روح درک کرد و اگر روحت رشد نکرده باشه قادر به درکش نیست.آیا مغز می‌تونه عدد ۹۹بتوان ۹۹بتوان ۹۹۹ رو حساب کنه؟ چطور می‌تونه عظمت خالق هستی و علم طبیعت (ریاضیات) رو درک کنه. {الله و اکبر یعنی چی؟ خدا بزرگتر است، ازهمه چیز، از همه مکانها، از همه زمانها، و از همه اشخاص(امامان و پیامبران و...)}

مرتضی میرزایی سروشک 17 آذر 1404

حالا می فهمم منظورت از رشد در بخش «معنوی» هدف چیه؟ بدون ایمان محاله بتونیم خیلی جلو بریم و دایره امنیت مون رو بزرگ کنیم!!! مادامی که این بخش رو رشد ندیم (البته تمام۸ زمینه اهداف رو ) امکان نداره به فاصله دور تری بریم و جهان رو بیشتر کشف کنیم. این هشت زمینه اهداف دقیقا مثل بند ناف میمونن (۸تا بند ناف داریم) یادآوری مجدد:«مهمترینش کسب و کار ۲_وضعیت جسم۳_مسائل ذهنی و روانی۴_روابط ۵_خانواده۶_وضعیت مالی۷_معنویات ۸_عشق و ازدواج» . اگر همشون رو به یک اندازه رشد ندیم محاله بتونیم خیلی دور بریم. (شعاع دایره امنیتمون؛ بستگی به طول این ۸بند نافمون، در این ۸ زمینه دارد و بس) «که در دوره رسالت شخصی گفتی»
.Thanks so much

مرتضی میرزایی سروشک 17 آذر 1404

اگر شما هم مثل من ایده‌آل گرا باشید تغییر رو دوست ندارید ثبات رو دوست دارید و هر گز دیوانگی نمیکنید گویا اصلأ زندگی نکردید وقتی آخرش میخوایم بمیریم!وقتی تهش مرگه! چرا خطر (ریسک) نکنیم. بعد مرگ مون چه اهمیتی داره با لذت زندگی کردیم؟ یا با رنج؟خطر کردیم؟ یا نه؟ زندگی کردیم یا نه؟ از زندگیت خوب سواری گرفتیم یا نه؟ یا کلشو با ترس و خطر از دست دادن داشته هامون زیستیم؟ با انبوهی از زندگی نزیسته به استقبال مرگ میرم.و اون لحظه میفهمیم که اصلأ باختیم.
***
به یک دریای توفانی دل ما رفته مهمانی
چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست
یه عمری راهه و در قدرت ما نیست
به امیدی که ساحل داره این دریا
به امیدی که آروم میشه تا فردا
به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره
به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره
دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی
باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد
[تقدیر] خودش می بردت هر جا دلش خواست
به هر جا برد بدون ساحل همون جاست

1 13 14 15 16 17 147