دیدگاه‌ها (594)

زینب خوشناموند 9 تیر 1405

سلام و احترام خدا قوت ممنونم بابت تمام نکات مفیدی که در اختیار ما گذاشتید توی این دوره بیشتر به خودم نزدیکتر شدم .

فاطمه آزادبخت 9 تیر 1405

سلام و عرض ادب، خدا قوت به تیم کوشا و پرتلاش. صحبت ها بسیار قشنگ با محتوا، خوش لفظ هستند اما نمیدونم گاهی در طول صوت ها به نظرم میاد مسئله خیلی ساده هست و بحث فقط جای غلط نیست باید به چشم امید، شکرگذاری و رضایت از داشته ها نگاه کرد تا حال آدم خوب و رضایت ایجاد بشه و هر آدمی در اضای از دست دادن یکسری چیزها، یکسری چیزهای دیگه بدست میاره ودنیا و موفقیت ها هم پایانی ندارند و حریص شدن و طمع رو در پی داره و از دست دادن آرامش و لذت را منجر میشوند. درسته بعضی چیزا ارزش از دست دادن چیزای دیگه رو دارن اما هیچ چیزی ارزش ازدست دادن امید و آرامش رو نداره. تنها اهدافی که روح انسان رو اغنا میکنه مسائل معنوی هست وگرنه سایر مسائل هرچه غرقشون بشی به سمت خفگی میری و انتها ندارن. ضمنا کسی که از بالا و دید کلی نگاه کنی همه چیز دنیا در عین خوب بودن، لذت بخش بودن و لازم بودن واقعا واقعا هیچ هیچ نیستند و نه وابستگی بیش از حد بهشون و نه دویدن تا ته مسیرشون قرار نیست لذتی که آدم‌ها دنبالشن رو بهشون بده و رضایت قلبیشون رو ایجاد کنه و اگر کسی اول مسیر فقط با حرص و ولع و طمع تعلقات دنیا پیش بره، بدون فکر و یک هدف والا، هیچ وقت طعم لذت و سیری را نخواهد چشید و اگر زمانی در انتهای زندگی به تمام دوندگی های خودش فکر کند بازهم احساس پشیمانی، کاستی و ناتمامی خواهد داشت و این مسئله مربوط به تمام مسائل و موضوعات هست و هر شاخه ای که بپرند تفاوتی در نتیجه نداره. گاهی در عین دوست داشتن خود و دیگران و سعی در انسان درستی بودن، مسیر آرامش، لذت و ایفای نقش خاص هر فرد در جهان هستی اتفاق می افتد.

سکینه افشاری فر 9 تیر 1405

ممنونم از شما
فقط میتونم بگم یکی از تأثیر گذار ترین افراد در زندگیم بودید
آرامش امروزم رو مدیون اطلاعاتي هست که شما در اختیارم گذاشتید
خدا بهترین ها رو براتون درنظر بگیره

رضوانه بهرامی 9 تیر 1405

درود استاد
مرسی ک دوره ایی ب این ارزشمندی رو رایگان ارائه میدین،سربلند و کامروا باشید...

ممنون از مثالهای زیبا و رساتون.
بااین مثالهای قشنگتون مطالب عمیقا تو وجودمون نفوذ میکنه.عاشق مثال زدنتونم.

سوال رو ازخودم پرسیدم ولی جوابش رو نمیدونم...
من خودم عاشق روانشناسی و توسعه فردی ام ولی نمیدونم جایگاه من خونه داربودنمه یا ی روانشناس شدن،حتی اگ روانشناس بودن هم باشه جواب سوالم،باز هم نمیدونم چطوری ب این جایگاه برسم درصورتی ک الان 37سال ازعمرم میگذره و یک فرزند دارم و فقط مدرک دیپلم دارم

محمدی 9 تیر 1405

با سلام و سپاس فراوان از تلاش و کوشش شما برای آگاه کردن و بیداری هموطنان
تازه فهمیدم چرا بعضی کارها رو از روی اجبار انجام میدادم و بالعکس. چون نظر مردم برام مهمتر از خواسته خودم بوده و دوستداشتم بقیه راضی باشن

1 … 92 93 94 95 96 … 119