دیدگاه‌ها (983)

نرجس علی بابایی 15 فروردین 1404

من این قضیه رو با پدرم داشتم،بخاطر طرحواره هایی که از بچگی برای من درست کرده بود و یه روز حرفم رو بهش زدم،ناراحت شد و قطعا نپذیرفته اما من سبک شدم و تازه فهمیدم که از هیشکی بت نسازم تو ذهنم

نرجس علی بابایی 15 فروردین 1404

ممنون بابت همتی که برای بهتر کردن آدمها دارین
من چون تایم کمی رو توی ماشین هستم و مسافت ها توی شهر ما کوتاهه و من توی خونه همیشه در حال گوش کردن دوره و پادکست هستم تایم ماشین سواری رو برای آهنگ گذاشتم
اون هم از رادیو اوا

مصطفی موحد 15 فروردین 1404

سلام عرض ادب
واقعا این که از کسی انتظار نداشته باشم و فقط درخواست را سمت خدا بفرستم و چرخ و فلک این زندگی را با آغوش باز بپذیریم یک حس دلپذیر در زندگی به انسان میدهد و زندگی را ساده و قشنگتر میکند
ممنون از شما آقای تمسکی

اشرف پزشکی 15 فروردین 1404

عالی بود و بسیار کاربردی ممنون

مریم تگریان 15 فروردین 1404

خیلی جالب بود ، نکته ریز و بی نظیری بود